پاسخهاي فصل دوم
پاسخهاي فصل دوم
70ـ در شبكههاي برقرساني براي انتقال انرژي توليدي نيروگاهها به مراكز مصرف، ايجاد ارتباط بين استانها يا مراكز مهم مصرف با هدف افزايش قابليت اطمينان برقرساني يا دلايل متعدد ديگر از خطوط انتقال نيرو استفاده ميشود.
71ـ تقسيمبندي رنج ولتاژ داراي چند استاندارد ميباشد اما در ايران استاندارد عموميتر بدين گونه است كه: ولتاژهاي 400، 230 و 132 كيلو ولت براي انتقال، 63 كيلو ولت براي فوق توزيع، 20 كيلو ولت و پايينتر براي توزيع. در برخي از نقاط كشور يا شبكههاي داخلي صنايع از ولتاژهاي 33، 11 و 3/6 كيلو ولت نيز استفاده ميشود.
72ـ به دو دسته تقسيم ميشوند: خطوط هوايي و خطوط زميني.
73ـ هاديهاي خطوط هوايي از جنس مس و آلومينيوم ميباشند و اغلب در ولتاژهاي بالا به علت سبكي و مقرون به صرفه بودن و تحمل درجه حرارت بالاتر، هاديهاي آلومينيومي بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرند و براي افزايش مقاومت مكانيكي آن چند رشته سيم فولادي نيز در داخل هادي قرار ميدهند.
74ـ به دليل وجود رابطه معكوس بين ولتاژ و جريان اگر براي انتقال نيرو از ولتاژ پايين استفاده شود مقدار جريان عبوري افزايش مييابد كه براي مسافتهاي طولاني مشكل تلفات توان و افت و ولتاژ را در انتهاي خط بوجود ميآورد.
75ـ ولتاژ نامي ولتاژي است كه خاصيت عايقي قسمتهاي برقدار نسبت به هم و نسبت به زمين در حالت كار دائم، تحت آن ولتاژ حفظ شود. عموماً ولتاژ نامي تجهيزات، ولتاژ فاز به فاز (ولتاژ خطي) ميباشد.
76ـ خط كوتاه L < 80 Km (L معادل طول خط است)
خط متوسط 80 Km
خط بلند 240 Km < L
77ـ الف) مقاومت الكتريكي هاديها هـ) جريان نامي (In)
ب) راكتانس سلفي (XL) و) سوسپتانس
ج) راكتانس خازني (Xc) ز) امپدانس موجي (ZI)
د) ولتاژ نامي (Un) ح) قدرت طبيعي خط (SIL)
78ـ نيروهاي مكانيكي وارد بر يك خط انتقال نيرو عبارتند از: وزن هاديها، وزن يخ و نيروي باد.
79ـ وظيفة نگهداري هاديها در فاصله معيني از زمين بر عهدة دكلها ميباشد كه دكلها بايد قادر باشند در بدترين شرايط محيطي و جوي نيروهاي مكانيكي وارد بر خود را تحمل نمايند.
80ـ از دكل انتهايي (Terminal Tower) در انتهاي خط انتقال يا مناطق خاص استفاده ميگردد. با توجه به اينكه نيروهاي وارده بر اين نوع دكلها يكطرفه ميباشد در نتيجه وزن آنها نيز سنگينتر است. نصب زنجيره مقره در اين نوع دكلها بايد به صورت كششي (Tension) باشد.
81ـ حتيالامكان ميبايست مسير خط بين دو برج انتهايي مستقيم باشد و تغيير زاويه و امتداد بر خط، فقط در محل برجهاي انتهايي انجام شود. به همين علت به برجهاي انتهايي، برجهاي زاويه هم ميگويند.
82ـ برجهاي مياني (Tangent) در مسيرهاي مستقيم مورد استفاده قرار ميگيرند و مقرههاي آنها به صورت آويزان (Suspension) نصب ميگردد.
83ـ به منظور جلوگيري از برخورد صاعقه با هاديهاي خطوط انتقال از سيم محافظ يا گارد استفاده ميشود.
84ـ فلش به شكم دادهگي خط ميگويند و اسپن فاصله بين دو دكل متوالي است و مقدار فلش با مجدور اسپن خط ارتباط مستقيم دارد.
85ـ چون مقاومت اهمي پاي دكل باعث بالا رفتن ولتاژ صاعقه ميشود لذا اين نقيصه به هنگام نصب دكل با كوبيدن ميلههاي ارت و اتصال آنها به دكل از بين رفته و سعي ميشود به حداقل ممكن برسد.
86ـ به منظور ارتباط و اتصال الكتريكي هاديهاي واقع در دو طرف برج انتهايي از هادي جامپر (Jumper) استفاده ميشود. در بعضي مواقع در خطوط 63 كيلو ولت از جامپر به عنوان دمپر استفاده ميشود.
87ـ پيچ U شكل ـ حلقه ـ مهاربند ـ چشمي ـ توپي ـ يوك پليت ـ پيچ مهاري ـ كلمپ آويز ـ دوشاخه توپي ـ دو شاخه چشمي.
88ـ نوعي از ارتعاشات عمودي هاديها كه داراي دامنه زياد و فركانس كم ميباشد و به هنگام جدا شدن يخ از روي هادي صورت ميپذيرد را گالوپينگ (Galloping) يا رقص سيم ميگويند.
89ـ گنتري نوعي استراكچر فلزي دروازهاي شكل است كه براي ارتباط الكتريكي تجهيزات مختلف به ويژه ارتباط خط به پست مورد استفاده قرار ميگيرد.
90ـ براي حذف نوسانات هاديها در خطوط انتقال از وزنه مستهلك كنندهاي به نام دمپر استفاده ميكنند.
91ـ به منظور مشخص نمودن مسير خط براي هواپيما و هليكوپتر.
92ـ كمربند ايمني سالم.
93ـ به خطوطي كه در هر فاز به جاي يك هادي از چند هادي استفاده شده باشد باندل ميگويند.
94ـ انتخاب ولتاژ خط به عواملي چون: بار انتقالي، وضعيت شبكه، طول خط و… بستگي دارد.
95ـ باد و طوفان ميتواند آثاري چون تخريب اجزاي برجها (دكلها) يا سقوط آنها، ايجاد نوسانات مكانيكي در هاديها و سيم محافظ و همچنين بروز اتصال كوتاه را به همراه داشته باشد.
96ـ به هنگام بيباري، كمباري يا باز شدن انتهاي خط به دليل حالت خازني خطوط انتقال نيرو، ولتاژ انتهايي خط افزايش مييابد كه به آن اثر فرانتي ميگويند. هرچه طول خط انتقال بيشتر باشد، بر ميزان اضافه ولتاژ در آخر خط نيز افزوده ميگردد.
97ـ فازهاي خطوط انتقال و نيز زمين هر كدام يك هادي و هواي بين آنها يك ديالكتريك محسوب شده و تشكيل يك خازن ميدهند.
98ـ ولتاژ انتهاي خط از ولتاژ ابتداي آن بيشتر است.
99ـ عمل جابجايي فاز براي متعادل نمودن و نيز كاهش خاصيت خازني فازها نسبت به هم صورت ميگيرد.
100ـ الف) ممكن است در اثر رعد و برق باشد.
ب) ممكن است به علت اتصال شبكه فشار قوي به فشار ضعيف باشد.
ج) به علت عدم خروج خازن از شبكه در مواقعي كه بار شبكه كاهش مييابد.
101ـ توسط مقره (ايزولاتور).
102ـ چون هر ايزولاتر نسبت به ولتاژ معيني عايق است بدين جهت تعداد و اندازه اين بشقابها در خطوط با ولتاژهاي مختلف فرق ميكند.
103ـ معمولاً در پستهاي 63 كيلو ولت روي گنتري ورودي 5 بشقاب مقره وجود دارد.
104ـ حلقهاي است كه به منظور كاهش اثر كرونا در نقاطي كه تمركز الكترون در آنجا زياد است به كار ميرود. يك و يا گاهي دو حلقه در هر زنجير مقره قرار داده ميشود.
105ـ OP.G.W از عبارت Optical Fiber on Ground Wire گرفته شده است و آن كابلي است كه داراي رشتههاي فيبر نوري در داخل غلاف فلزي است كه در صنعت برق نه تنها وظيفه فيبر نوري را انجام ميدهد، بلكه از آن بعنوان سيم زمين (سيم گارد) در نوك تاورها استفاده ميشود.
به هنگام عبور جريان از سيم زمين حرارت زيادي در سيم ايجاد ميشود كه فيبرهاي نوري داخل سيم زمين بايد توانايي تحمل اين حرارت را داشته باشند از مزاياي OP.G.W ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
الف) پهناي باند وسيع براي كاربردهاي مخابراتي و انتقال اطلاعات
ب) افت بسيار كم
ج) كيفيت بالاي انتقال دادهها و صدا و… به دليل عدم تأثير ميدانهاي مغناطيسي و الكتريكي و عدم وجود نويز در طيف نور و عدم تداخل با ساير مبادلات مخابراتي
د) جلوگيري از برخورد صاعقه با هاديهاي خطوط انتقال نيرو
106ـ جنس: مقرههاي چيني، مقرههاي شيشهاي، مقرههاي تركيبي و مقرههاي سيليكوني.
شكل: بشقابي معمولي، بشقابي ضد مه، سوزني، قرقرهاي، پايهاي و ميلهاي بلند.
107ـ بروز اتصال كوتاه، تغييرات ناگهاني بار، باز شدن ناگهاني خط، اضافه ولتاژ بيباري خط و رزونانس موجب بوجود آمدن اضافه ولتاژهاي موقت در شبكه ميگردند.
108ـ تلفات توان در يك خط انتقال نيرو سه فازه، به مقاومت هاديهاي هر فاز، جريان عبوري از فازها، ميزان توان انتقالي، ضريب قدرت، طول و ولتاژ خط انتقال، تعداد مدارهاي خط و تعداد هاديهاي فرعي در هر فاز (باندل) بستگي دارد.
109ـ جريان مجاز هادي به بالاترين جرياني اطلاق ميگردد كه عبور مداوم آن از هاديها، تغيري در مشخصات فني آنها به وجود نياورد.
110ـ تيرهاي چوبي، تيرهاي بتوني، تيرهاي فولادي، برجهاي فولادي و تيرهاي فايبرگلاس.
111ـ استفاده از مهار در برجهاي فولادي سبب ميشود تا بخشي از نيروهاي وارده بر برجها از طريق سيمهاي مهار به زمين منتقل گردد كه اين امر باعث كاهش وزن برجها يا پايهها و در نتيجه قيمت آنها ميگردد.
112ـ از اسپيسر استفاده ميشود.
113ـ اسپيسرهاي دو قطبي، سه قطبي و چهار قطبي.
114ـ الف) فشار جانبي بر هاديها، مقرهها و برجها
ب) نوسانات هاديها در اثر وزش باد
ج) دور كردن آلودگيها از قبيل خاك از روي مقرهها
د) خنك كنندگي جريان هوا بر روي هاديها كه باعث افزايش ظرفيت انتقالي خط ميگردد.
115ـ از اسپيسرهاي فازي يكپارچه استفاده ميشود. نصب اسپيسرهاي يكپارچه بين فازها باعث ميشود كه فازهاي مجاور به صورت هم زمان و يكسان نوسان نمايند و از وارد شدن هر يك در حوزه ديگري جلوگيري گردد.
116ـ در هنگام عبور الكترونها از هادي، ميل حركت الكترون از پوسته هادي بيشتر است، به اين عمل اثر پوستي گفته ميشود.
117ـ به علت عبور الكترونها از پوسته خارجي هادي، عملاً مركز هادي بلااستفاده مانده و همين امر موجب افزايش مقاومت مسير عبور الكترونها و افزايش تلفات جريان ميگردد. از طرفي اين ميل باعث افزايش تلفات كرونا نيز ميگردد.
118ـ هاديها را مانند هاديهاي ACSR به صورت رشتههاي جدا از هم ميسازند كه به يكديگر تابيده ميشوند.
119ـ از هاديها به صورت باندل در هر فاز استفاده ميكنند.
120ـ بله، هرگاه ميدان الكتريكي دو سر مقره از حد تحمل آن فراتر رود، احتمال بروز جرقه و ايجاد مسير جرياني از داخل مقره وجود دارد كه در اين صورت ميگويند مقره پنچر شده است.
121ـ فاصله سطحي بين اتصالات فلزي دوطرف مقره از يكديگر را فاصله خزشي ميگويند و به ميليمتر بيان ميكنند. در صورت بروز قوس بر روي مقره، قوس تمامي فاصله خزشي را طي نموده و به طرف ديگر آن ميرسد و هرچه مقدار اين فاصله بيشتر باشد جريان نشتي (خزشي) كمتر است.
122ـ در هنگام ساخت بوسيله ايجاد شيارهايي بر روي مقره، فاصله خزش زياد ميشود.
123ـ الف) نوع و مقدار آلودگي محل كاربرد مقره
ب) ارتفاع از سطح دريا
ج) ميزان رطوبت محيط
124ـ به يك يا چند هادي الكتريكي كنار هم كه نسبت به يكديگر و محيط اطراف خود عايقبندي شده باشد و سطح ولتاژ روي عايق هاديهاي آن صفر ولت باشد، كابل ميگويند.
125ـ الف) هادي ب) لايه نيمه هادي ج) عايق
د) غلاف فلزي هـ) غلاف P.V.C
126ـ جهت خنك كردن و بالا بردن خاصيت عايقي كابل از روغن استفاده ميشود.
127ـ الف) كابل روغني پيرلي ساخت كشور انگلستان در مقطع 150mm2*3
ب) كابل روغني BICC ساخت كشور انگلستان در مقطع 150mm2*3
ج) كابل روغني دو ليون ساخت كشور فرانسه در مقطع 140mm2*3 و 240*3
د) كابل روغني زيمنس ساخت كشور آلمان در مقطع 150mm2*3 (هادي بيضي شكل)
هـ) كابل روغني فروكاوا ساخت كشور ژاپن در مقطع 150mm2*3 و 240*3
و) كابل روغني شومي تومو ساخت كشور ژاپن در مقطع 150mm2*3 (هادي بيضي شكل)
ز) كابل روغني هيتاچي ساخت كشور ژاپن در مقطع 150mm2*3 و 240*3
128ـ جهت ارتباط دو كابل به يكديگر از مفصل استفاده ميشود و انواع آن عبارتند از:
الف) مفصل معمولي ب) مفصل قطع روغن (Stop Box)
129ـ در مفصل قطع روغن (Stop Box) ارتباط هاديهاي دو كابل برقرار و ارتباط روغن كابلها قطع ميباشد، در صورتي كه در مفصل معمولي هم ارتباط هاديها و هم ارتباط روغن دو كابل برقرار است و مفصل قطع روغن براي مكانهايي كه داراي شيب قابل توجهي ميباشند، در يك يا چند نقطه از سطح شيبدار قرار ميگيرد تا فشار بيش از حد روغن به انتهاي كابل كه در پايين شيب قرار دارد وارد نشود.
130ـ عايق XLPE (پلي اتيلن كراس لينك شده)
131ـ الف) آزمايش هوا (اشباع روغن) ب) آزمايش نشست ج) آزمايش فلو
132ـ خستگي كابل يعني اينكه عايق (كاغذ ـ روغن) و نيز خود روغن كابل به مرور زمان مقداري از قدرت عايقي خود را از دست داده و در نتيجه بايد بار كمتري از كابل كشيد.
133ـ سركابل يكي از تجهيزات كابلها بوده كه وظيفه آن برقراري ارتباط بين هادي كابل و ديگر تجهيزات ميباشد. سركابل پس از برقراري ارتباط هادي كابل به قسمتهاي برقدار شبكه وظيفه ايزولاسيون هادي را در محل اتصال به عهده دارد.
134ـ آلارم افت فشار روغن نشانه اين است كه روغن از كابل نشت نموده و باعث كاهش فشار روغن گرديده است. در صورتي كه فشار روغن كابل پايينتر از حد نرمال باشد و از كابل بهرهبرداري گردد، منجر به تركيدگي كابل يا مفصل خواهد شد.
135ـ هرگاه به علت سردي يا گرمي كابل، مقدار حجم روغن داخل كابل تغيير كند، مقداري روغن از تانك به داخل كابل تزريق و يا بالعكس از كابل به تانك تزريق ميگردد و همواره فشار و حجم روغن داخل كابل ثابت ميماند.
136ـ در حال حاضر از كابلهاي پروتولين با عايق XLPE استفاده ميشود و كابلهاي روغني منسوخ گرديدهاند.
137ـ الف) كابلها در زيرزمين مدفون بوده و به زيبايي آسيب نميرسانند.
ب) به علت مدفون بودن خطر برق گرفتگي و پارگي براي آنها وجود ندارد.
ج) كمتر نياز به تعمير و نگهداري دارند.
138ـ كابلهاي مخابراتي فقط كار انتقال اطلاعات و اصول را به عهده دارند و جريان و ولتاژ زيادي از آنها عبور نميكند و قطر كم و تعداد رشته سيمهاي آن بسيار زياد است. معروفترين كابلهاي مخابراتي فيبر نوري، LAN و VAN و كابلهاي سيگنال ويديويي و اطلاعاتي است.
139ـ 1ـ عيوب مربوط به توليد و نگهداري در انبار
2ـ عيوب مربوط به زمان كابلكشي
3ـ عيوب مربوط به زمان بهرهبرداري
نظرات شما عزیزان: