پاسخهاي فصل سوم
پاسخهاي فصل سوم
140ـ الف) افزايش ولتاژ به منظور كاهش تلفات در انتقال انرژي و كاهش ولتاژ به منظور در اختيار قرار دادن ولتاژ مورد نياز مصرف كنندگان.
ب) تبادل بهينه انرژي الكتريكي بين قسمتهاي مختلف شبكه يعني افزايش پايداري و قدرت مانور شبكه.
141ـ انواع پستها از نظر وظيفهاي كه بر عهده دارند عبارتند از:
الف) پست تبديل (افزاينده ولتاژ ـ كاهنده ولتاژ)
ب) پست كليدزني (Switching)
142ـ از نظر فضاي استقرار تجهيزات عبارتند از:
الف) پستهاي بيروني (Out Door)
ب) پستهاي دروني (In Door)
143ـ الف) پستهاي گازي (G.I.S)
ب) پستهاي معمولي (Conventional)
144ـ
ـ شينه و كابل ـ ترانسفورماتور نوتر ـ سيستم زمين
ـ ديژنكتور ـ خازن ـ باتري و شارژر
ـ سكسيونر ـ راكتور ـ سيستم حفاظتي
ـ ترانسفورماتور قدرت ـ تانك رزيستانس ـ سيستم كنترلي
ـ ترانسفورماتور جريان ـ برقگير ـ سيستم مخابراتي
ـ ترانسفورماتور ولتاژ ـ لاين تراپ ـ سيستم اسكادا
ـ ترانسفورماتور مصرف داخلي ـ استراكچر
145ـ از نوع ايستگاههاي Metal Clad ميباشند.
146ـ گاز SF6 گازي است بيبو، بيرنگ، غيرقابل اشتعال، غيرسمي و سنگينتر از هوا. همچنين از لحاظ شيميايي بسيار پايدار ميباشد. اين گاز داراي مقاومت عايقي بالايي ميباشد كه با افزايش فشار مقاومت عايقي آن افزايش مييابد. در دماي در فشارهاي حدود بيست بار به مايع تبديل ميگردد. خاصيت الكترونگاتيوي گاز SF6 در خاموش كردن قوس الكتريكي (هنگام قطع بريكر) بسيار مؤثر است.
147ـ مزاياي اين پستها عبارتند از:
الف) مقاومت در مقابل آلودگي محيط زيست نظير دود، گرد و غبار، بارانهاي اسيدي و بارانهاي گلآلود.
ب) در مكانهاي بسته قابل نصب بوده و به طور كلي به فضايي در حدود 10 تا 15 درصد پستهاي معمولي نياز دارد.
ج) احتياج به تعميرات و سرويس كمتري دارد.
148ـ فشار گاز SF6 معمولاً در داخل محفظه فيدر 20 كيلو ولت 5/5 بار (bar) و فيدر 63 و 230 كيلو ولت 7 بار است. البته با توجه به سطح ولتاژ و استاندارد كارخانه سازنده سيستم GIS، فشار گاز SF6 در تهيزات ذيربط متفاوت ميباشد.
149ـ چون اين گاز از هوا سنگينتر است، لذا در فضاي بسته ابتدا در سطح زمين، زيرزمين و يا داخل كانالها پراكنده شده و سپس به تدريج در سطوح بالاتر قرار ميگيرد و كساني كه در اين نقاط كار ميكنند ممكن است در معرض خفگي قرار گيرند. براي جلوگيري از هرگونه حادثهاي در موقع كار با اين گاز هواي محيط كار بايد توسط دو يا سه دودكش مجهز به هواكش به فاصله چند سانتيمتري از كف زمين نصب و سر ديگر دودكش به فضاي بيرون ارتباط يابد تا به هر طريق گازي كه در پست منتشر شده به خارج انتقال يابد.
150ـ مقدار نشت گاز براي تمام تجهيزات گازي نصب شده تا 1% و براي هر قطعه تا 2% در سال مجاز است.
151ـ الف) برقگير ب) ترانسفورماتور ولتاژ
ج) سكسيونر زمين سر خط د) سكسيونر به طرف سرخط
هـ) ترانسفورماتور جريان و) ديژنكتور خط
ز) سكسيونر به طرف باسبار
152ـ الف) سكسيونر ترانسفورماتور
ب) ديژنكتور ترانسفورماتور
ج) ترانسفورماتور جريان طرف فشار قوي
د) ترانسفورماتور قدرت، نوتر و مصرف داخلي
هـ) ترانسفورماتور ولتاژ طرف فشار ضعيف
و) ترانسفورماتور جريان سمت فشار ضعيف
ز) ديژنكتور سمت فشار ضعيف
153ـ الف) ساده ب) ساده يو شكل ج) ساده جدا شده
د) اصلي و انتقالي هـ) دوبل باسبار و) يك و نيم كليدي
ز) دو كليدي ح) حلقوي ط) تركيبي ي) سه كليدي
154ـ با توجه به شكل مشخص ميگردد كه براي هر خط خروجي يك كليد اختصاصي و يك كليد مشترك (بين دو خط خروجي) وجود دارد و لذا اصطلاح يك و نيم كليدي را براي هر خروجي به كار ميبرند. توجه شود كه خروجي L1 از باسبار 1 و خروجي L2 از باسبار 2 تغذيه ميشود.
155ـ به پستهايي اطلاق ميگردد كه فاقد سوئيچيگر 63 كيلو ولت بوده و خط يا كابل تغذيه كننده مستقيماً به ترانسفورماتور وصل ميگردد.
156ـ به پستهايي اطلاق ميگردد كه فاقد باسبار 63 كيلو ولت بوده و خط يا كابل تغذيه ورودي فقط از طريق ديژنكتور به ترانسفورماتور وصل ميگردد.
157ـ الف) سطح ولتاژ نامي
ب) عوامل جوي (رطوبت، مه، ميزان نمك معلق در هوا، آلودگي هوا)
ج) محدوديت مكاني براي احداث پست
د) مانور عمليات
158ـ الف) تپ چنجر ب) خازن ج) راكتور
159ـ مجموعة تجهيزات در يك سطح ولتاژ از ابتداي خط تا سر ترانسفورماتور را سوئيچگير گويند.
160ـ دستگاه الكترومغناطيسي ساكني است كه بر اساس القاي مغناطيسي، انرژي الكتريكي، با مشخصات معلوم را به يك سيستم با مشخصات الكتريكي مطلوب تبديل مينمايد.
به علت بالا بودن جريان، تلفات توان در طول خط زياد است. به منظور كاهش تلفات از ترانسفورماتورهاي قدرت افزاينده استفاده ميشود تا ابتدا ولتاژ را بالا برده و جريان را كم كنند و تلفات كاهش يابد، سپس بار ديگر در نزديك مصرف كننده ولتاژ را كاهش ميدهند.
161ـ الف) نام كارخانه سازنده
ب) سال ساخت
ج) نوع ترانسفورماتور
د) نوع سيستم خنك كننده
هـ) ظرفيت اسمي (مگاولت آمپر)
و) گروه برداري
ز) نسبت تبديل ولتاژ
ح) نوع سيستم تغيير تپ و درصد تغييرات ولتاژ در هر تپ
ط) محل قرار گرفتن تپ با توجه به نوع ترانسفورماتور و تعداد سيم پيچها
ك) ميزان سطح عايقي (BIL بر حسب كيلو ولت)
ل) وزن روغن
162ـ تانك، روغن، رادياتور، فنها، رله بوخهلتس، ترمومترها، بوشينگ، تانك ذخيره، لوله انفجار، سوپاپ اطمينان، شيشه روغن نما، كماند تپ چنجر، كماند فنها، محفظه سيليكاژل، پمپ
163ـ زيرا ميزان باردهي اكتيو و راكتيو آن، بستگي به ضريب قدرت شبكه وصل شده به آن دارد.
164ـ V ولتاژ، N تعداد دور سيم پيچ، I جريان و a نسبت تبديل ترانسفورماتور
165ـ خير، اساس كلية ترانسفورماتورهاي قدرت يكي است ولي با افزايش قدرت و همچنين اهميت آنها، احتياج به تجهيزات جانبي و حفاظتي بيشتر و دقيقتر ميباشد.
166ـ عبارتند از: 1ـ تلفات اهمي يا تلفات مسي
2ـ تلفات بيباري يا آهن كه شامل:
الف) تلفات فوكو ب) تلفات هيسترزيس
167ـ تلفات هيسترزيس + تلفات فوكو + تلفات پراكندگي در ديالكتريك = تلفات بيباري
168ـ از روي نيم پليت (Name Plate) كه يك صفحه فلزي است و روي بدنه ترانسفورماتور نصب ميشود مشخص ميگردد.
169ـ امپدانس درصد، در محاسبه اتصال كوتاه شبكه و در ارتباط با تنظيم رلهها و انتخاب قدرت قطع بريكرها مورد استفاده قرار ميگيرد.
170ـ وقتي كه شبكه پايين باشد.
171ـ درجه حرارت روغن و درجه حرارت سيمپيچ، اثر مستقيم بر طول عمر عايقبندي ترانسفورماتور دارد.
172ـ
(نسبت تبديل)
173ـ منظور نشان دادن اختلاف فاز ولتاژ اوليه و ثانويه فازهاي هم نام ترانسفورماتور و نوع سربندي است.
174ـ معمولاً داراي گروه برداري YNdll ميباشند.
175ـ باعث بوجود آمدن جريان گردشي ميگردد.
176ـ الف) نسبت تبديل دو ترانسفورماتور برابر باشد.
ب) قطبهاي اتصال بايستي داراي ولتاژهاي مساوي باشد.
ج) امپدانس درصد آنها با هم برابر باشد.
د) دو ترانسفورماتور از يك گروهبرداري باشند.
هـ) سعي شود قدرتها برابر باشد در غير اين صورت نسبت قدرت آنها از 1/3 تجاوز نكند.
و) نسبت مقاومتهاي معادل به راكتانسهاي معادل يعني در آنها مساوي باشد.
177ـ عكسالعمل سيستمهاي حفاظتي ترانسفورماتور در مقابل افزايش درجه حرارت آن، در چهار مرحله صورت ميگيرد:
1ـ به كار افتادن پمپ (در صورت وجود) 3ـ آلارم افزايش درجه حرارت
2ـ به كار افتادن فن 4ـ تريپ
178ـ نقش فنها در ترانسفورماتور فقط افزايش قدرت خنك كنندگي و در نتيجه افزايش قدرت باردهي ترانسفورماتور ميباشد.
179ـ افزايش درجه حرارت محيط و افزايش بار ترانسفورماتور موجب گرم شدن سيم پيچ و روغن ترانسفورماتور ميگردد. براي جلوگيري از افزايش غيرمجاز درجه حرارت اكثراً در مجاورت ترانسفورماتور، رادياتورها را تعبيه ميكنند تا روغن در تماس بيشتري با هوا قرار گيرد و خنك كنندگي روغن ترانسفورماتور بهتر انجام گيرد.
180ـ انواع سيستم خنك كننده عبارتند از:
ON – AN
ON – AF
OF – AF
AN
O = OIL
و علامت اختصاري آنها عبارتند از:
N = NATURAL
A = AIR
F = FORCED
181ـ در اين سيستم، گردش روغن در داخل ترانسفورماتور به كمك پمپ سرعت داده ميشود تا انتقال حرارت با سرعت بيشتري انجام گيرد و فنها نيز بدنه رادياتورها را در تماس با هواي بيشتري قرار داده و روغن را سريعتر خنك ميكنند. اين سيستم از همه سيستمهاي ذكر شده مؤثرتر است و قادر است قدرت نامي ترانسفورماتور را به اندازه قابل ملاحظهاي بالا ببرد.
182ـ ON – AN به نوعي سيستم خنككن ترانسفورماتور اطلاق ميشود كه روغن به صورت طبيعي و بدون استفاده از سيستم پمپاژ براي انتقال روغن به خارج از ترانسفورماتور براي خنك شدن و جريان هوا نيز به صورت طبيعي و بدون استفاده از فن به كار رود و ON–AF اين تفاوت را با ON – AN دارد كه هوا با استفاده از فن، روغن رادياتورهاي ترانسفورماتور را سريعتر خنك مينمايد.
183ـ الف) بوسيله هواي محيط ب) بوسيله نصب رادياتورها
ب) با نصب فن ج) با نصب پمپ
184ـ
در هر ترانسفورماتور تك فاز داريم:
چون طرف مثلث، جريان خط هميشه برابر جريان فازي است.
LL = Iph (جريان خط)
185ـ
186ـ دستگاه الكترومكانيكي است كه ميتوان ولتاژ خروجي آن را به ميزان تنظيمي افزايش و يا كاهش داد.
187ـ الف) امكان ايجاد تغييرات ولتاژي در قسمت صفر ستاره كه ولتاژ كمتري دارد؟
ب) سادگي ساختمان كليد تپ چنجر و جرقه كمتر كنتاكت (به علت پايين بودن جريان).
188ـ در تپ چنجرهاي On Load تپ در زير بار متعادل براي اصلاح ولتاژ خروجي ميتواند تغيير كند ولي در تپ چنجرهاي Off Load ترانسفورماتور بايد بيبرق بوده و به صورت دستي ميتوان ترانسفورماتور را در تپ دلخواه قرار داد.
189ـ ديوارتر سوئيچ به قسمتي از تجهيزات تپ چنجر كه در داخل تنوره روي تانك ترانسفورماتور قرار دارد، اطلاق ميشود و كار آن اين است كه با استفاده از نيروي منتقل شده از موتور و شفت تپ چنجر عمل تعويض تپها را در داخل تنوره انجام ميدهد و تجهيزات آن در داخل روغن قرار دارد.
190ـ در داخل محفظه روغن تپ چنجر كه به صورت استوانه ميباد.
191ـ الف) صداي تپ چنجر؛
ب) تعداد عملكرد تپ چنجر؛
ج) سطح روغن در كنسرواتور مربوط به تپ چنجر.
192ـ بازديد دايورتر سوئيچ بايد بر اساس دستورالعمل سازنده انجام پذيرد، اما بطور عمومي ميتوان گفت بعد از هفتاد هزار عملكرد يا هر پنج سال يكبار هر كدام كه زودتر فرا رسد بازديد دايورتر سوئيچ بايد انجام گردد.
193ـ روغن تپ چنجر هميشه در معرض آرك (جرقه) ناشي از تغيير تپهاست و در تعداد مشخصي از عملكرد تپ چنجر كه كارخانه سازنده پيشنهاد ميكند بايستي نسبت به تعويض روغن آن اقدام نمود. اين عملكرد توأم با آرك، قدرت ديالكتريك روغن تپ چنجر را در طول زمان، كاهش ميدهد در حالي كه روغن ترانسفورماتور اگر اشكالاتي مانند عملكرد بوخهلتس و يا باز كردن درپوش اصلي ترانسفورماتور و غيره نداشته باشد، سالهاي سال احتياج به تعويض روغن ندارد و در صورت پايين آمدن قدرت دي الكتريك آن ميتوان به سيركولاسيون روغن اكتفا نمود.
194ـ خير، از هم جدا ميباشد.
195ـ كنسرواتور در سطحي بالاتر از ترانسفورماتور نصب و ارتباطش با محفظه اصلي ترانسفورماتور توسط لوله ميباشد كه رله بوخهلتس نيز در همين مسير قرار دارد و مقصود از نصب اين تانك ايجاد امكان تأمين و جابجايي روغن ترانسفورماتور بر اثر تغيير حجم ناشي از تغيير درجه حرارت ترانسفورماتور ميباشد.
196ـ P.P.M يا Part Per Million نشان دهنده تعداد واحد، در هر يك ميليون واحد است كه معمولاً براي بيان ميزان رطوبت در روغن ترانسفورماتور و يا گازهاي محلول در روغن ترانسفورماتور استفاده ميگردد.
197ـ الف) بر اثر تغيير دماي روغن ترانسفورماتور
ب) بروز خطا در داخل ترانسفورماتور
198ـ در اثر تجزيه روغن، گازهايي از قبيل هيدروژن، استيلن، اتيلن. متان و اتان و… توليد ميشود.
199ـ نشان دهندة نوع خطا و تغيير در مقدار هر گاز و نرخ افزايش آن، عامل تشخيص شدت خطا در ترانسفورماتور ميباشد. وجود برخي از گازهاي كليدي نيز ميتواند به تنهايي نشان دهندة وقوع خطاي خاص باشد.
200ـ سيستم مونيتورينگ هيدران (Hydran) يك سيستم هوشمند براي اندازهگيري دائم و پيوسته گازهاي محلول در روغن ترانسفورماتورهاي قدرت 230 و 400 كيلو ولت ميباشد.
201ـ 1ـ افزايش قابليت اطمينان شبكه؛
2ـ كاهش هزينههاي بهرهبرداري با پيشگيري از وارد شدن صدمه جدي به تجهيزات؛
3ـ افزايش طول عمر ترانسفورماتورها؛
4ـ ايجاد امكان تعمير درمحل با آشكارسازي خطا در مراحل اوليه و اجتناب از هزينه حمل و نقل؛
5ـ كاهش زمان خروج از مدار ترانسفورماتورها؛
6ـ امكان استفاده از تضمين تجهيزات با آشكارسازي خطا قبل از اتمام مدت تضمين؛
7ـ افزايش امنيت پرسنل بهرهبردار؛
8ـ كاهش آلودگي زيست محيطي.
202ـ سيليكاژل فقط خاصيت جذب رطوبت از هوا را دارد كه بدين ترتيب قدرت دي الكتريكي (عايقي) روغن را ثابت نگهداشته و مانع از كاهش آن ميگردد.
203ـ معمولاً هرگاه رنگ 50% سيليكاژل صورتي گردد، لازم است كه تعويض گردد. لازم به ذكر است كه صرفاً تغيير رنگ معرف اشباع سيليكاژل نبوده و اين موضوع بايد توسط گروههاي تعميراتي مورد بررسي قرار گيرد.
204) الف) اگر گاز توليد شده بيرنگ و بيبو و غيرقابل اشتعال باشد، پس هوا به داخل ترانسفورماتور نفوذ كرده است؛
ب) اگر گاز توليد شده تند و سفيد رنگ، زرد غليظ و معمولاً غيرقابل اشتعال باشد، پس عايق ترانسفورماتور سوخته است؛
ج) اگر گاز توليد شده تند و خاكستري يا سياه و قابل اشتعال باشد، پس روغن ترانسفورماتور تجزيه شده است.
205ـ در طرف مثلث ترانسفورماتور قدرت قرار ميدهند و هميشه بايستي در مدار باشد.
206ـ ترانسفورماتور نوترال در طرف 20 كيلو ولت زماني به كار ميرود كه ثانويه ترانسفورماتورهاي قدرت به شكل مثلث باشد و براي ايجاد يك سيستم زمين مصنوعي، ترانسفورماتور نوترال با اتصال زيگزاگ و نقطه نوترال زمين شده به كار ميبرند كه در اين صورت اتصاليهاي زمين به راحتي توسط رلههاي ارت فالت تشخيص و قسمتهاي معيوب از شبكه توزيع ايزوله ميگردند.
207ـ امپدانس صفر در مطالعات اتصال كوتاه مورد استفاده قرار ميگيرد. در واقع امپدانس صفر ترانسفورماتور نوترال، امپدانس مسير اتصال فاز به زمين را افزايش داده و موجب كاهش جريان اتصال كوتاه ميگردد.
208ـ مزيت اتصال زيگزاگ با توجه به شكل زير در آن است كه نوترالي با ولتاژ نزديك به صفر فراهم ميآورد ضمن آنكه ميتوان امپدانس ساقها را به نحوي محاسبه كرد كه در موقع اتصالي فاز به زمين، جريان اتصالي از مقدار معيني بيشتر نشود و به عبارت ديگر در زمان ارت فالت جريان از هر سه بازو و از تعداد سيم پيچهاي با دور مساوي عبور ميكند و باعث ميشود آمپر دورهاي توليد شده در هر بازوي هسته يكديگر را خنثي كرده و تنها درصد ناچيزي به صورت تلفات و پراكندگي ظاهر شود.
209ـ در اين حالت اگر دو ترانسفورماتور مصرف داخلي پارالل شوند اولاً ممكن است كه جهت تعميرات، يكي از ترانسفورماتورهاي اصلي را بيبرق كنند كه نتيجتاً 400 ولت AC از طريق ترانسفورماتور تغذيه داخلي مربوط به آن تبديل به فشار قوي گشته و موجب حادثهاي ميگردد. ثانياً اگر ترانسفورماتورهاي اصلي در حالت پارالل نباشند از تغذيه داخلي و در نتيجه از طرف ولتاژ 400 ولت پارالل شده كه اين عمل براي ترانسفورماتورها صحيح نميباشد.
210ـ شبكههاي انتقال و فوق توزيع اصولاً سه سيمه طراحي ميشوند و تا زماني كه اتصال كوتاه با زمين در آنها رخ نداده باشد، احتياجي به زمين كردن ندارند، اما هنگامي كه هرگونه نشت با زمين برقرار ميشود، براي آشكار كردن عيب پيش آمده، نياز به آن خواهد بود كه نقطه زمين شدهاي در نزديكي منبع (ژنراتور ـ ترانسفورماتور) جهت برگشت جريان اتصالي وجود داشته باشد تا مدار زمين، بسته شده و جريان برقرار شود و رلههاي منصوب در فيدر يا فيدرهاي مربوطه و همچنين نوترال با احساس جريان عيب، تحريك شده و مدار معيوب را از شبكه جدا سازند.
211ـ براي محدود كردن جريانهاي اتصال كوتاه در شبكه و آشكار نمودن جريانهاي نشتي كم و غيرقابل تشخيص بوسيله رله نوترال اصلي و جلوگيري از ظهور هارمونيكها از مقاومت مايع يا تانك رزيستانس استفاده ميشود كه مايع مذكور در داخل يك تانك فلزي گالوانيزه قرار دارد.
212ـ جنس محلول داخل تانك، محلول كربنات سديم و آب مقطر ميباشد كه داراي خاصيت مقاومت معكوس در برابر حرارت ميباشد.
213ـ تانك رزيستانس مابين نقطه نول ترانسفورماتور نوتر و اتصال زمين آن قرار ميگيرد.
214ـ يكي از اصليترين اجزاء سيستمهاي انتقال و توزيع انرژي الكتريكي، كليدهاي قدرت بوده كه به منظور قطع و وصل خطوط، ترانسفورماتورها، ژنراتورها و ساير تجهيزات فشار قوي به كار ميرود و مشخصات اصلي آن عبارتند از:
الف) ولتاژ نامي ب) قدرت قطع اتصال كوتاه سه فاز و تك فاز ج) جريان نامي د) نوع مكانيزم فرمان يا عمل كننده (مثلاً فنري ـ هوايي و غيره) هـ) نوع مكانيزم خاموش كننده آرك (هوا، روغن و گاز) و) جريان ترميك و جريان ديناميك قابل تحمل.
215ـ الف) هيدروليك روغني با فشار براي ولتاژهاي بالا
ب) سيستم فنري با استفاده از انرژي ذخيره شده در فنر
ج) سيستم هواي فشرده يا پنوماتيك با كمپرسور هوا
216ـ الف) روغني ب) هواي فشرده با با فشار گاز ج) گاز SF6 د) خلا
217ـ گاز SF6 عمل خاموش نمودن آرك حاصل در قطع و وصل ديژنكتورها (بين پلهاي ثابت و متحرك) را به عهده دارد و فشار آن در صورتي كه از يك حد مشخص پايين بيايد بايستي حتماً با تزريق گاز به جبران افت فشار گاز اقدام نمود. در غير اين صورت احتمال خاموش نشدن جرقه (به ويژه در مواقع فالت) و قطع نشدن جريان فالت و يا جريان بار (از طريق جرقه) موجب ذوب شدن پلها و محفظه پلهاي ديژنكتور ميگردد.
218ـ به طور كلي كليدهاي قدرت از دو قسمت تشكيل ميشوند:
1ـ محفظه قطع: محفظهاي است كه محل قطع و وصل جريان ميباشد و كنتاكتهاي ثابت و متحرك در آن قرار دارند.
2ـ مكانيزم عملكرد: شامل مكانيزمهاي عملكرد نوع فنري، نوع هواي فشرده و نوع هيدروليكي ميباشد.
219ـ الف) براي حركت روانتر قطعات نسبت به يكديگر و در نتيجه سهولت عملكرد ديژنكتور
ب) براي از بين بردن رطوبت موجود در فيدر و جلوگيري از نفوذ آن در روغن ديژنكتور.
220ـ تست ميگر.
221ـ تايمينگ تست.
222ـ الف) ولتاژ نامي كليد؛
ب) جريان نامي؛
ج) قدرت نامي قطع كليد؛
د) نوع فرمان وصل كليد (دستي، الكتريكي و يا كمپرسي)؛
هـ) نوع قطع كننده اتوماتيك؛
و) طريقه نصب كليد (كشويي ـ ثابت)؛
ز) براي نصب در شبكه آزاد يا شبكه سرپوشيده.
223ـ ديژنكتور ميتواند در صورت بروز عيب و جريان اتصال كوتاه در حداقل زمان ممكن مدار را قطع كند.
224ـ وقتي بريكر را در حالت معمولي قطع مينماييم جريان در حالت غير صفر بريده ميشود كه به آن برش جريان ميگوييم. برش جريان باعث اضافه ولتاژهاي شديد در شبكه ميشود.
225ـ سكسيونر كليدي است كه به وسيلة آن ميتوان مداري را كه فقط تحت ولتاژ بوده و فاقد جريان بار باشد قطع و يا وصل نمود. كاربرد آن بدين منظور است كه در حالت قطع قسمتي از مدار، محل قطع شده به طور واضح و آشكار قابل رؤيت است و به علاوه با قطع كردن آن ميتوان نسبت به تعمير و يا سرويس ديژنكتور اقدام نمود.
226ـ سكسيونر بايد در مقابل حرارت ناشي از عبور جريان عادي و اسمي و جريان اتصال كوتاه، در كوتاه مدت و نيروي ديناميكي جريان اتصال كوتاه و به خصوص جريان ضربهاي استقامت كافي داشته باشند. ضمناً سكسيونر در حالت باز بايد عايق خوب و مطمئني براي اختلاف پتانسيل بين تيغة متحرك و كنتاكت ثابت هر فاز و يا زمين باشد.
227ـ الف) پانتوگراف يا نوع قيچي: بيشتر در پستهاي فشار قوي كاربرد دارد.
ب) دوراني: در شبكههاي فشار قوي و فوق توزيع كاربرد دارد.
ج) كشويي: در شبكههاي توزيع به كار ميرود.
د) چاقويي: در شبكههاي توزيع و فوق توزيع كاربرد دارد.
228ـ انتخاب سكسيونر از نظر نوع، فقط بستگي به شكل و طرز قرار گرفتن شينها و شينهبندي شبكه و محلي كه بايد سكسيونر در آنجا نصب شود دارد و مشخصات سكسيونر بستگي به مشخصات فني و الكتريكي شبكه دارد.
229ـ سكسيونر شانتاژ به سكسيونري اطلاق ميشود كه به صورت شنت (موازي) با ديژنكتور و سكسيونرهاي آن واقع ميشود و به صورت اتصال فرعي و يا اتصال كوتاه ديژنكتور ميتواند عمل نمايد (مفهوم باي پس، اتصال فرعي) و اين سكسيونر به هنگام تعميرات و يا تست روي ديژنكتور براي پرهيز از قطع برق و يا باز ماندن رينگ و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد.
230ـ سكسيونر غيرقابل قطع زير بار را زماني ميتوان باز و بسته نمود كه با درنظر گرفتن اينترلاك آن و قطع ديژنكتورها و سكسيونرهاي لازمه، در شرايط بيباري كامل صورت گيرد. اگر طول (بار مجموعه تجهيزات) كابل هوايي و يا زميني و تجهيزات پيوستي آنها به هنگام وصل سكسيونر قابل اغماض نباشد هر چند اينترلاك اجازه بدهد بايد از وصل آن خودداري نمود ولي اگر بعد از سكسيونر مسير كلاً باز باشد قطع و وصل بلااشكال ميباشد.
231ـ اينترلاك سكسيونر به مفهوم قفل نمودن اتوماتيك سكسيونر و به منظور اجتناب از مانور غلط ميباشد.
232ـ راكتورهاي موازي كه در شبكه منطقه موجود است جهت اصلاح ضريب قدرت و نهايتاً كاهش ولتاژ نصب شدهاند. خازنها نيز از لحاظ نوع اتصال به شبكه و محل نصب آن مقاصد مختلفي را دربر داشته ولي به طور كلي در مورد خازنهاي موازي با شبكه موجود در منطقه ميتوان گفت كه مقصود، اصلاح ضريب قدرت و نهايتاً افزايش ولتاژ ميباشد.
233ـ راكتور در نقطه مقابل خازن قرار دارد و در پستهايي نصب ميگردد كه نقش تغذيه و باردهي شبكه انتقال را دارند و در مواقع قطع شبكه كه به تدريج شروع به وصل خطوط انتقال ميگردد به دليل نبود مصرف، خاصيت خازني خط اثر زيادي در بالا رفتن ولتاژ شبكه دارد كه ممكن است قابل استفاده در پستها نباشد لذا قبل از باردهي، راكتورها را كه به صورت پارالل ميباشند در مدار آورده و سپس اقدام به وصل خطوط انتقال مينمايند.
234ـ خازن از دو صفحه هادي به نام جوشن و عايقي بين دو صفحه تشكيل شده است كه انرژي الكتريكي را در خود ذخيره مينمايد، عوامل مؤثر در ظرفيت خازن جنس و ضخامت عايق و سطح جوشنها ميباشد. ضمناً واحد اندازهگيري آن فاراد است.
235ـ نصب خازنهاي پر قدرت در پستهاي فشار قوي به منظور جبران كردن (كمپانزه نمودن) بار راكتيو شبكه ميباشد چون خاصيت سلفي شبكه انتقال در مواقع بارگيري از خاصيت خازني آن به مراتب زيادتر است و مصرف برق در شبكههاي توزيع هميشه با پس افت جريان از ولتاژ و مصرف مگاوار اندوكتيو توأم است، لذا در تمام مواقع بارگيري، بخشي از انرژي به صورت مگاوار اندوكتيو از چرخه مصرف خارج ميشود و جريان خطوط انتقال به دليل فوق بالا ميرود كه منجر به افت ولتاژ ميگردد.
نصب خازنهاي با قدرت زياد قسمت اعظم اين مگاوار اندوكتيو را جبران ميكند كه نتيجتاً به دليل پايين آمدن جريان، افت ولتاژ به ميزان زياد جبران ميگردد.
236ـ خازنهاي سري و موازي
1ـ خازنهاي سري كه براي پايداري شبكه به كار ميروند.
2ـ خازنهاي موازي كه براي كنترل ولتاژ در شبكه به كار ميرود.
237ـ به صورت ستاره دوبل
238ـ براي خروج سرسيمهاي ترانسفورماتور از داخل تانك و اتصال آنها به تجهيزات و عايق نمودن آنها از بدنه ترانسفورماتور از بوشينگ استفاده ميكنند.
239ـ مقرهها وسايلي هستند كه هادي الكتريكي تحت ولتاژ را از يكديگر و نسبت به زمين عايق و جدا ميكنند.
240ـ الف) با استفاده از ميگر مشخص ميشود كه قسمتهايي كه عايق شدهاند با زمين تماس دارند يا خير كه در صورت تماس با زمين دستگاه مقدار صفر را نشان خواهد داد.
ب) مشخص كردن اين كه قسمتهاي عايق جذب رطوبت كردهاند كه در اين حالت دستگاه مقدار كمتر از حد نرمال را نشان خواهد داد.
241ـ معمولاً بايد نسبت تبديل C.Tها يا P.Tها يا ميترينگهاي مربوطه مطابقت داشته باشد (برابر باشد) در اثر افزايش جريان فيدرها مسأله تعويض C.Tها الزامي است. به علت نبودن و صرفهجويي در تعويض ميترينگهاي مربوطه مقدار خوانده شده را در عددي به شرح زير ضرب ميكنند. مثال:
CTR = 100/5 (قبلي)
CTR = 200/5 (جديد)
ملاحظه ميشود كه مقدار جريان عبوري از اوليه دو برابر مقدار خوانده شده در آمپرمتر است لذا مقدار خوانده شده را در عدد 2 ضرب ميكنيم.
242ـ ترانسفورماتور جريان و ولتاژ
243ـ از دستگاهي به نام ميگر استفاده ميكنند.
244ـ الف) آوومتر باتري نداشته باشد.
ب) فيوزش سوخته باشد.
245ـ در پستهاي فشار قوي و متوسط، سه گونه ثبات استفاده ميشود.
1ـ ثبات حادثه كه به آن Event Recorder يا ثبات وقايع اتلاق ميشود.
2ـ ثبات شكل موج (جريان و ولتاژ) كه به آن Fault Recorder يا اسيلوگراف گفته ميشود.
3ـ ثبات فاصله نقطه اتصالي تا پست كه Fault Locator ناميده ميشود.
توضيح آنكه Event Recorder فقط شروع و خاتمه يك حادثه را ثبت ميكند (به لحاظ زماني و دستگاهي كه عمل كرده است)؛ نظير باز شدن بريكر وز مان باز شدن آن و يا نوع رله عمل كرده و زمان عمل آن. ولي Fault Recorder، شكل موج جريان (براي سه فاز يا هر يك از فازهاي مورد نظر تنظيم گذار) و يا ولتاژ را ثبت ميكند و در جهت بررسي مقدار و چگونگي حادثه و شدت آن مورد استفاده قرار ميگيرد. از شكل موجهاي ثبت شده توسط اسيلوگرافهاي جديد، حتي ميتوان هارمونيكهاي موجود در مدار را كه در جريان اتصال كوتاه توليد شدهاند، استخراج نمود. اين گونه اسيلوگرافها در رلههاي جديد بصورت همراه وجود داشته و حافظه ثبت اطلاعات در اين وسايل به گونهاي است كه ميتواند صدها حادثه را جهت مطالعات بعدي نگهداري نمايد.
دستگاه Fault Locator در گذشته به صورت يك دستگاه بزرگ (مشابه رله ديستانس) و جداگانه به همراه رلههاي ديستانس نصب و بكار برده ميشد. اما در حال حاضر، قسمتي از هر رله ديستانس محسوب شده و فاصله نقطة اتصالي تا پست را به دقت ثبت ميكند.
246ـ بعد از يادداشت و ريست آلارمهاي ظاهر شده روي تابلو فرمان، با مراجعه به كنار اسيلوگراف، پوش باتون واقع روي درب اسيلوگراف را فشار داده تا خود دستگاه از نظر مكانيكي و الكتريكي به صورت نرمال درآيد. سپس كاغذ عمل كرده به آرامي به طرف پايين كشيده شود تا قسمت سفيدي كاغذ كاملاً ظاهر شود. بعد يك دست روي كاغذ گذاشته با دست ديگر كاغذ عمل شده را جدا مينماييم. اين كار را طوري انجام ميدهيم كه كاغذ موجود روي اسيلوگراف از جاي خود منحرف و يا كج نشود. انجام اين عمل توسط خطكش يا مشابه آن كيفيت برش كاغذ را بهتر خواهد نمود. در ضمن سعي شود انتهاي كاغذ موجود روي اسيلوگراف صاف بريده شده و پيچشي به طرف داخل نداشته باشد. بعد از جدا نمودن كاغذ، روي آن تاريخ و ساعت عملكرد را به طور دقيق يادداشت نموده و نيز جهت فلش و نام فيدر مربوطه فراموش نشود و سپس جهت ارسال آن براي بررسي روي اتفاقات شبكه يا مسأله مربوط به انتقال قدرت (براي مواقع ضروري) به صورت آماده نگهداري شود.
247ـ سنكرون چك براي مقايسه اختلاف ولتاژ و اختلاف فاز دو قسمت كه بايد پارالل گردند بكار ميرود تا از سنكرون بودن دو قسمت اطمينان حاصل گردد.
248ـ ضريب كنتور عبارتست از:
C.T.R: نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان
C.T.Rc: نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان كنتور = ضريب كنتور
C.T.R: نسبت تبديل ترانسفورماتور ولتاژ
C.T.Rc: نسبت تبديل ترانسفورماتور ولتاژ كنتور
N: ضريب ثبت شده روي كنتور
249ـ اگر نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان 1200/5 و جريان كنتور 400/5 باشد و ولتاژ تغذيه كنتور 20000/110 و P.T هم 20000/110 باشد و ورودي كنتور 1000 نوشته شود پس مقدار ضريب كنتور برابر است با:
250ـ دو نوع ولتاژ DC موجود است:
1ـ 47V DC براي سيستمهاي مخابراتي (P.L.C، دازا و…) و سيستمهاي هشدار دهنده
2ـ 110V DC و 127V DC براي رلهها
2151ـ 1ـ براي تغذيه رلههاي حفاظتي:
الف) بويين عمل كننده ب) فرمانهاي آلارم و تريپ صادر شده
2ـ بويين قطع و وصل ديژنكتورها
3ـ سيستم آلارم
4ـ روشنايي اضطراري
5ـ سيستمهاي مخابراتي
252ـ به منظور شارژ باتريها و در صورت قطع باتريها، تأمين كننده مدار DC نيز ميباشد.
253ـ كلية باتريهاي مورد نياز جهت تأمين مصارف DC پست در يك اتاق مجزاي ضد اسيد به نام اتاق باتري يا باتريخانه نصب ميگردند.
254ـ باتريها بر اساس سطح ولتاژ به يكديگر به صورت سري بسته ميشوند و ترمينال آنها پس از اتصال به جعبة فيوز به صورت موازي به شارژر كه در خارج از اتاق باتري (معمولاًاتاق رله) قرار دارد، متصل ميگردند.
255ـ به عنوان يك منبع تغذيه برق DC قابل حمل و نقل ميباشد.
ـ باتريها قادرند مقادير زيادي برق DC در مدت زمان كوتاهي تأمين نمايند و در مدت معين و طولاني با جريان نسبتاً كمي شارژ گردند.
ـ باتريها به عنوان برق DC اضطراري يك منبع تغذيه قابل اطمينان ميباشند كه ميتوانند بعد از قطع برق شبكه بلافاصله مورد استفاده قرار گيرند.
ـ براي تأمين ولتاژ DC و تغذيه مدارهاي فرمان تابلوها و كليدهاي قدرت، در پستها و نيروگاهها استفاده ميگردد.
ـ استفاده از مبدلهاي DC/AC در كامپيوترها
256ـ آمپر ساعت و ولتاژ و منحني شارژ و دشارژ
257ـ الف) توجه به سيستم تهويه و گرمايشي اتاق باتري؛
ب) گريسكاري كنتاكتهاي باتري جهت جلوگيري از اكسيده شدن آنها؛
ج) نظارت بر سطح محلول داخلي باتري و تأمين آن با توجه به غلظت مجاز؛
د) كنترل آمپر شارژر؛
هـ) انجام تست ولتاژي سلولها.
258ـ موارد كنترل و بازديد باتريخانه پستها عبارتند از:
1ـ كنترل ولتاژ باتريها 110 ولت و 48 ولت كه نبايستي با اين مقادير اختلاف چنداني داشته باشد البته ولتاژ باتريها بستگي به نوع شارژ و باتريها و تنظيمات شارژر دارد. 2ـ آب باتري هيمشه بايد در حد نرمال نگهداري شود. 3ـ آمپر شارژ باتريها نبايستي از حدود نرمال تجاوز كند (حدود پنج آمپر) توضيح اين كه آمپر شارژر تقريباً ثابت است و وقتي كه باتريها سالماند آمپر شارژر عدد كم و ثابت ميباشد. 4ـ غلظت باتري براي باتريهاي بازي و اسيدي تقريباً 24/1 ميباشد كه در هنگام شارژ كامل سنجيده ميشود. 5ـ تميز نگهداشتن كنتاكتهاي باتريها. زيرا به مرور زمان در اثر فعل و انفعالات شيميايي داخل باتري و تغيير جهت جريان در شارژ و دشارژ، كنتاكتهاي مثبت اغلب اكسيده ميشوند.
259ـ وقتي كه شارژر در حالت اتومات قرار گرفته و كليد تغذيه باتريها وصل شود، ابتدا شارژ بالايي ميكشد ولي به تدريج، جريان شارژ كاهش يافته و به حدي ميرسد كه ميبايد شارژ باتريها قطع گردد. لذا با تنظيمي كه روي آمپر متر قرار اده شده، كليد خروجي شارژر (به طرف باتريها) قطع ميشود. مدتي بعد كه باتريها دشارژ شده و ولتاژ باتريها افت پيدا ميكند (به حد تنظيمي پايين ميرسد). با فرماني كه از طرف رلة ولتمتريك داده ميشود، كليد خروجي شارژر (به طرف باتريها) مجدداً وصل ميگردد. بديهي است كه براي پرهيز از تكرار بيهوده اين قطع و وصلها، وجود يك تايمر ضروري است تا تأخير لازم براي اين قطع و وصلها فراهم شود.
260ـ واحد سنجش قدرت باتري آمپر ساعت (AH) نام دارد و مفهوم آن اين است كه اگر از باتري شارژ شده در زمان T ساعت شدن جريان ثابت بكشيم حداكثر ميتوانيم به اندازه آمپر از باتري جريان بكشيم و دراين حالت باتري دشارژ شده و ولتاژ آن به حدي افت ميكند كه براي جلوگيري از خراب نشدن حتماً بايد مجدداً شارژ شود. مثلاً اگر آمپر ساعت باتري 75 باشد و بخواهيم به مدت 10 ساعت از آن بار بكشيم حداكثر ميتوانيم از باتري استفاده نماييم، البته هرگز نبايد باتري را تا اين حد دشارژ نمود.
261ـ الكتروليت باتريهاي موجود پستها دو نوع است: 1ـ بازي 2ـ اسيدي
تركيب اصلي باتريهاي اسيدي، اسيد سولفوريك رقيق شده است كه غلظت آن در شارژ كامل 24/1 و تركيب باتريهاي قليايي، هيدركسيد پتاسيم با غلظت 14/1 در شارژ كامل و دماي است.
262ـ براي تغذيه مصارف AC پست از ترانسفورماتور تغذيه داخلي استفاده ميكنند و موارد استفاده آن در روشنايي، تغذيه هيترها، شارژر، موتورهاي ديژنكتور، تپ چنجر ترانسفورماتورها و رلههاي حفاظتي را ميتوان نام برد.
263ـ در مواقع ضروري كه ولتاژ 380 ولت AC پست، به عللي قطع گردد و نظر به اهميت تغذيه داخلي پست و تأمين مصارف ضروري برخي تجهيزات پست از قبيل تغذيه شارژرها. پمپ هيدروليكي ديژنكتورها، سيستمهاي خنك كنده (فن و پمپ) ترانسفورماتورهاي قدرت، تغذيه موتور تپ چنجر و روشنايي اضطراري، از ديزل ژنراتور استفاده ميشود.
264ـ لاين تراپ (Line Trap) يا تله موج دستگاهي است متشكل از سلف و خازن موازي، كه به منظور جلوگيري از ورود امواج فركانس بالا كه توسط دستگاه پيالسي روي خطوط فشار قوي تزريق ميشود به كار ميرود و از آنجايي كه اين دستگاه در مسير خط قرار ميگيرد ميبايد قدرت تحمل جريان خط در شرايط عادي و موقع اتصال كوتاه را دارا باشد. كلاً ميتوان گفت كه لاين تراپ در اصل يك فيلتر است.
265ـ محل قرار گرفتن لاين تراپ به طور سري بعد از برقگير و C.V.T يا كوپلينگ كاپاسيتور و به طرف پست است كه بر روي يك يا دو يا سه فاز قرار ميگيرد.
266ـ 1ـ بيسيم
2ـ تلفن شهري (ثابت ـ سيار)
3ـ تلفن P.L.C
4ـ تلفن D.T.S
5ـ تلفن ماهوارهاي
267ـ Name Plate عبارت است از پلاك مشخصه تجهيزات كه اطلاعاتي از نظر نحوة عملكرد و ساختمان داخلي آن و همچنين شماره سريال، تيپ يا كارخانه سازنده و ولتاژهايي كه با آن تست گرديده روي دستگاه نصب ميگردد.
نظرات شما عزیزان: